تاریخ هنر

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس: هنرمندانی که تاریخ هنر را ساختند

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس

در دوران رنسانس، هنر شاهد تحولاتی ریشه‌ای و بی‌سابقه بود. در این مقاله، با تعدادی از مهم‌ترین هنرمندان رنسانس، شامل نقاشان و مجسمه‌سازان، آشنا می‌شویم که تاریخ هنر را دگرگون کردند.

رنسانس دوره‌ای بود که دانش بشری پیشرفت‌های بزرگی را تجربه کرد، و این پیشرفت‌ها به طور خاص در هنر خود را نشان دادند. این مقاله برخی از هنرمندان رنسانس را معرفی می‌کند که دنیای هنر را برای همیشه تغییر دادند. آن‌ها با خلق نقاشی‌ها، فرسکوها و مجسمه‌هایی که از سبک دو‌بعدی قرون گذشته فراتر رفتند، رویکردی جدید و شگفت‌انگیز را بنیان نهادند.


۱۸. فیلیپو برونلسکی (۱۴۴۶-۱۳۷۷) – آغاز رنسانس در فلورانس

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس: گنبد کلیسای سانتا ماریا دل فیوره اثر فیلیپو برونلسکی
گنبد کلیسای سانتا ماریا دل فیوره اثر فیلیپو برونلسکی – ۱۵۳۶ میلادی

فیلیپو برونلسکی یکی از مهم‌ترین چهره‌ها در تاریخ معماری و از مهمترین هنرمندان رنسانس است. او سال‌ها به مطالعه خرابه‌ها و بقایای تمدن‌های باستانی، به ویژه امپراتوری روم، پرداخت. با این کار، درکی عمیق از طراحی و تناسبات به دست آورد که تبدیل به امضای او شد. برونلسکی با استفاده از مهندسی هوشمندانه و نوآورانه خود، گنبد عظیم کلیسای جامع فلورانس را ساخت؛ اولین گنبد در مقیاس بزرگ که پس از دوران باستان ساخته شده بود.

برونلسکی در زمینه مجسمه‌سازی، مکانیک و طراحی نیز فعالیت می‌کرد. او همچنین اولین هنرمندی بود که به طور رسمی ایده پرسپکتیو خطی را توضیح داد؛ مفهومی که برای نقاشی‌های اواخر رنسانس حیاتی شد. بر خلاف باور رایج، پرسپکتیو خطی یک اختراع ریاضی است، نه یک روش “طبیعی” برای نشان دادن فضا. پیش از برونلسکی، هنرمندان اغلب از پرسپکتیو معکوس یا چندنقطه‌ای استفاده می‌کردند که فضاهای خیالی‌شان را به شکلی کاملاً متفاوت می‌ساخت.


۱۷. دوناتلو (۱۴۶۶-۱۳۸۶)

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس: مجسمه داوود اثر دوناتلو
مجسمه داوود اثر دوناتلو – حدود ۱۴۴۰ تا ۱۴۶۰ میلادی

دوناتلو یکی از شناخته‌شده‌ترین مجسمه‌سازان و هنرمندان رنسانس است که کارهای باشکوه او الهام‌بخش نسل‌های زیادی از هنرمندان شدند. دوناتلو نیز مانند خود رنسانس، در فلورانس به دنیا آمد و به عنوان زرگر آموزش دید. او به همراه برونلسکی به سراسر ایتالیا سفر کرد تا فرصت مطالعه هنر و معماری جهان باستان را از دست ندهد. علاوه بر مجسمه‌سازی، او به طراحی شیشه‌های رنگی و ساخت نقش‌برجسته‌های شیشه‌ای ذوب‌شده نیز می‌پرداخت که در آن زمان برای هنر غربی کاری غیرمعمول بود.

تأثیر اصول کلاسیک در کارهای دوناتلو کاملاً مشهود است. معروف‌ترین اثر او، مجسمه برنزی داوود، اولین مجسمه برهنه ایستاده بود که پس از دوران باستان ساخته شد و راه را برای “کشف دوباره دوران باستان” در اروپا هموار کرد.


۱۶. یان ون آیک (۱۴۴۱-۱۳۹۰)

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس: پرتره آرنولفینی اثر فان آیک
پرتره آرنولفینی اثر فان آیک – ۱۴۳۴ میلادی

یان ون آیک، هنرمند هلندی، یکی از چهره‌های اولیه هنر رنسانس بود که نقاشی اروپای شمالی را متحول کرد و برخی از باارزش‌ترین شاهکارهای جهان را خلق کرد. این هنرمند رنسانسی طیف وسیعی از کارهای مذهبی، سیاسی و شخصی را خلق کرد که بیشتر به شکل پرتره و نقاشی‌های محراب بودند. او هنرمندی پرکار و همه‌کاره بود.

مهم‌ترین پرتره ون آیک، پرتره آرنولفینی نام دارد که در اواخر دوران کاری او نقاشی شد. این اثر به دلیل نحوه استفاده هنرمند از پرسپکتیو برای نشان دادن کل اتاق و از همه مهم‌تر، آینه‌ کوچکی که در دیوار پشتی قرار دارد، قابل توجه است. با نگاه دقیق به آینه، تصویری از یک فرد دیده می‌شود که به باور عمومی خود هنرمند است. جزئیاتی مانند این، دیدگاه مردم به هنر را متحول کرد و از تماشاگر خواست تا به رابطه و نقش هنرمند در اثر هنری‌اش فکر کند. شاهکار دیگر ون آیک، یعنی نقاشی محراب گنت، از لحاظ تاریخی آنقدر ارزشمند بود که بسیاری از نیروها، از ناپلئون تا نازی‌ها، آرزوی داشتنش را داشتند. در سال ۲۰۲۰، این نقاشی به دلیل مرمت ضعیف، بحث‌برانگیز شد. برخی شکایت کردند که مرمت‌کنندگان با کشیدن ویژگی‌های انسانی روی صورت بره، تصویر او را خراب کرده‌اند. اما در واقع، چهره انسان‌نما همان قصد اصلی ون آیک بود، زیرا بره نماد عیسی مسیح و ازخودگذشتگی او بود.


۱۵. کارلو کریولی (۱۴۹۵-۱۴۳۰)

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس: اثر مدونا و کودک از کارلو کریولی
اثر مدونا و کودک از کارلو کریولی – حدود ۱۴۸۰ میلادی

نقاش ونیزی، کارلو کریولی، با اکثر معاصران خود فرق داشت. او که به شدت به سنت‌ها پایبند بود، از تغییر به رنگ روغن خودداری کرد و نقاشی با تمپرا سنتی را ترجیح می‌داد. در حالی که نقاشی‌ها به تدریج واقعی‌تر می‌شدند، او بر کار در سبک گوتیک اصرار داشت. کارهای او به طرز چشمگیری تزئینی بودند و هر گوشه‌شان با حشرات “ترومپ‌لوئیل” (فریب چشم)، جواهرات درخشان، مروارید و پارچه‌های طرح‌دار پوشیده شده بود. شدت و گیرایی کارهای کریولی به سرعت کمرنگ شد و او برای چندین قرن مورد بی‌توجهی قرار گرفت. با این حال، تزئینات و جزئیات فراوان او در اواخر قرن نوزدهم دوباره مورد توجه قرار گرفت. در سال ۱۹۹۲، سوزان سانتاگ، نویسنده مشهور، کریولی را تجسم زیبایی‌شناسی “کمپ” توصیف کرد؛ یعنی بیان خودخواهانه و نیمه‌کنایی از “سلیقه بد” که از افراط و زیاده‌روی خود لذت می‌برد.


۱۴. ساندرو بوتیچلی (۱۵۱۰-۱۴۴۵)

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس: اثر تولد عرفانی از بوتیچلی
اثر تولد عرفانی از بوتیچلی – ۱۵۰۰ میلادی

ساندرو بوتیچلی، یکی از استادان افسانه‌ای فلورانس، به شکل‌گیری عصر طلایی رنسانس اولیه کمک کرد. او نیز مانند بسیاری از هنرمندان هم‌دوره خود، مصمم بود تا آرمان‌های زیبایی‌شناسانه جهان باستان، یعنی هماهنگی، تقارن و تعادل را دوباره زنده کند. بوتیچلی مخاطبانش را با سبکی دراماتیک و تکان‌دهنده شوکه نکرد، بلکه با استفاده از رنگ‌های درخشان و ضربات قلم‌موی ظریف، فضایی آرام و متعالی خلق کرد. او با لایه‌لایه کردن رنگ‌دانه‌های ظریف، به نقاشی‌هایش عمق و به پیکره‌های انسانی‌اش گرما بخشید و آن‌ها را زنده کرد.

عامل دیگری که به موفقیت بوتیچلی کمک می‌کند، فشردگی نقاشی‌های اوست؛ هم صحنه‌های اساطیری و هم صحنه‌های مذهبی او معمولاً با طیف گسترده‌ای از چهره‌ها، نمادها و تصاویر پر شده‌اند. این غنای تصویری در شاهکارهای بوتیچلی به بیننده امکان می‌دهد تا مدت‌ها به بررسی و تأمل در معنا و تأثیر عناصر مختلف بپردازد.


۱۳. هیرونیموس بوش (۱۵۱۶-۱۴۵۰)

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس: اثر باغ لذت‌های زمینی از بوش
اثر باغ لذت‌های زمینی از بوش – حدود ۱۴۹۰ تا ۱۵۱۰ میلادی

هیرونیموس بوش مهم‌ترین چهره در مکتب نقاشی هلند اولیه بود. آثار هنری وهم‌آلود و جذاب او در طول زندگی‌اش به موفقیت بزرگی دست یافتند. اگرچه تعداد کمی از نقاشی‌های بوش باقی مانده، اما آثار موجود او رویکردی کاملاً منحصر به فرد و شگفت‌انگیز به هنر را به نمایش می‌گذارند. نقاشی‌های او از هر دسته‌بندی خاصی فراتر می‌روند و مستقیماً به قلب اضطراب‌های انسانی درباره مرگ، زندگی پس از مرگ و ناشناخته‌ها می‌پردازند. او تعدادی از صحنه‌های ناراحت‌کننده جهنم را نقاشی کرد که برخی از آن‌ها به دلیل استفاده غیرمنتظره از رنگ‌ها، به شدت آزاردهنده به نظر می‌رسند. مشهورترین اثر او، باغ لذت‌های دنیوی، منظره‌ای را نشان می‌دهد که مملو از پیکره‌های برهنه، گیاهان و موجودات عجیب و غریب است. این تصویر خیالی باعث شده که بسیاری از تاریخ‌دانان هنر، بوش را پدر سورئالیسم بدانند.

بیشتر بخوانید  پروژه توسعه گالری ملی لندن، پایان محدودیت آثار پس از ۱۹۰۰

۱۲. هنرمند مشهور رنسانس: لئوناردو داوینچی (۱۵۱۹-۱۴۵۲)

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس: اثر مونالیزا از لئوناردو داوینچی
اثر مونالیزا از لئوناردو داوینچی – حدود ۱۵۰۳ تا ۱۵۱۹ میلادی

لئوناردو داوینچی شاید یکی از تأثیرگذارترین چهره‌ها، نه تنها در رنسانس، بلکه در کل تاریخ هنر باشد. او در زمینه‌های مختلفی از هنر گرفته تا ریاضیات، مهندسی تا نجوم، بینش بی‌نظیری داشت. با این حال، بیشتر به عنوان یک نقاش شناخته می‌شود و معروف‌ترین آثار هنری او، مانند مونالیزا، در صدر فهرست شناخته‌شده‌ترین و پربازنشرترین نقاشی‌های جهان قرار دارند. توانایی داوینچی در خلق چنین تصاویر جذاب و دلنشینی، از درک عمیق او از تکنیک‌ها سرچشمه می‌گرفت. مطالعات او در زمینه پرسپکتیو و تناسبات، که در نقاشی مرد ویترویَن به اوج خود می‌رسد، به او اجازه می‌داد تا واقعیت را با دقت قابل توجهی بازسازی کند.

دفترچه‌های خصوصی او پر از یادداشت‌ها (که بیشترشان به صورت برعکس نوشته شده‌اند) و نمودارهایی در مورد موضوعات مختلف هستند. مطالعات علمی او در مورد اختراعات مکانیکی بیشترین توجه را به خود جلب کرده است. این مطالعات درکی فنی را نشان می‌دهند که تا پیش از آن بی‌سابقه بود، به همین دلیل بسیاری، دوران کاری لئوناردو داوینچی را آغاز یک دوره جدید و مدرن می‌دانند.


۱۱. ماتیاس گرونوالد (۱۵۲۸-۱۴۷۰)

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس: اثر محراب ایزنهایم از ماتیاس گرونه‌والد
اثر محراب ایزنهایم از ماتیاس گرونه‌والد – حدود ۱۵۱۰ تا ۱۵۱۵ میلادی

ماتیاس گرونوالد، نقاش آلمانی، یکی از هنرمندان رنسانس اروپای شمالی بود. اگرچه تنها ۱۰ نقاشی از او باقی مانده است، اما آن‌ها سبکی بسیار زنده و شخصی را با رنگ‌های غنی و بیان دراماتیک منتقل می‌کنند. نور و سایه، پیکره‌های تغییرشکل‌یافته و موضوعات خیره‌کننده، همه در شاهکارهای گرونوالد ترکیب شده‌اند تا حسی از تعالی مذهبی را خلق کنند. برخی از تاریخ‌دانان و محققان هنر، اغلب گرونوالد را رقیب معاصرش، آلبرشت دورر، می‌دانند. اگرچه سبک آن‌ها بسیار متفاوت است، اما بسیاری از نقاشی‌های گرونوالد به اشتباه به دورر نسبت داده شده‌اند.

ماتیاس گرونوالد یکی از مهم‌ترین هنرمندان در دوران اصلاحات پروتستانی بود. او در سال‌های پایانی عمر خود از نقاشی کناره‌گیری کرد، که گفته می‌شود به دلیل مخالفتش با سیاست‌های کلیسای کاتولیک و سوءاستفاده آن‌ها از قدرت بوده است، که توسط پروتستان‌ها افشا شد. گرونوالد، مانند آلبرشت دورر و لوکاس کراناخ بزرگ، بعداً به عنوان یک قدیس در کلیسای لوتری شناخته شد.


۱۰. آلبرشت دورر (۱۵۲۸-۱۴۷۱)

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس: اثر خودنگاره از آلبرشت دورر
اثر خودنگاره از آلبرشت دورر – ۱۵۰۰ میلادی

آلبرشت دورر در سنین جوانی به دلیل حکاکی‌های باورنکردنی‌اش، نامی برای خود در سراسر اروپا دست و پا کرد. دورر در بسیاری از ابزارهای هنری، از جمله آبرنگ، رنگ روغن، چاپ‌های چوبی و طراحی، استاد بود. با این حال، حکاکی جایی بود که او واقعاً می‌درخشید. شاهکارهای او سرشار از نمادها و معانی هستند که نیاز به تأمل عمیق از سوی بیننده دارند.

دورر همچنین به خاطر پرتره‌های خودش شناخته شده است. او در دوران کودکی یک طرح از خودش کشید که یکی از معدود آثار هنری دوران کودکی است که از رنسانس باقی مانده. همچنین به طور گسترده به او اعتبار داده می‌شود که این فرم هنری را وارد جریان اصلی هنر کرده است. پیش از دورر، نادر بود که یک هنرمند خود را به تصویر بکشد، به خصوص به عنوان محور اصلی یک اثر. اما نقاشی‌های تمام‌رخ و پرشور او نشان داد که ایجاد ارتباط مستقیم بین هنرمند و مخاطب چقدر می‌تواند قدرتمند باشد.


۹. میکل‌آنژ (۱۵۶۴-۱۴۷۵)

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس: اثر آفرینش آدم از میکل آنژ
اثر آفرینش آدم از میکل آنژ – ۱۵۱۲ میلادی

میکل‌آنژ، هنرمند افسانه‌ای فلورانس، نمونه‌ای برجسته از رنسانس عالی است. او که توسط هم‌دوره‌های خود با لقب “ایل دیوینو” (شخص الهی) شناخته می‌شد، کارهایش حس ترس و شگفتی را القا می‌کردند. میکل‌آنژ با هوشمندی، قدرت و لطافت، و درام و ظرافت را در هم آمیخت تا آثاری را خلق کند که پیش از آن دیده نشده بودند، و نسل‌های بعدی هنرمندان تلاش می‌کردند تا آن‌ها را دوباره خلق کنند.

میکل‌آنژ در هر ابزار هنری برتری داشت. این هنرمند رنسانس، نقاشی افسانه‌ای سفر پیدایش را روی سقف کلیسای سیستین کشید. مجسمه‌های او، داوود و پیتا، از جمله شناخته‌شده‌ترین مجسمه‌های جهان هستند. به عنوان یک معمار، او گنبد بزرگ کلیسای سنت پیتر در واتیکان را طراحی کرد. او همچنین در زمینه شعر نیز طبع‌آزمایی کرد و تعدادی شعر مذهبی و عاشقانه سرود. مهارت بی‌نظیر و تولیدات فراوان او به این معنی بود که میکل‌آنژ به سرعت به موفقیت بزرگی دست یافت. این هنرمند رنسانس اولین هنرمندی بود که در طول زندگی‌اش یک زندگی‌نامه از او منتشر شد.


۸. رافائل (۱۵۲۰-۱۴۸۳)

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس: اثر مکتب آتن از رافائل
اثر مکتب آتن از رافائل – حدود ۱۵۰۹ تا ۱۵۱۱ میلادی

رافائل، هنرمند افسانه‌ای ایتالیایی، در پنج قرن گذشته عامل بسیار مهمی در تاریخ هنر بوده است. زندگی او، اگرچه کوتاه بود، اما به طرز باورنکردنی پربار بود. او مجموعه‌ای عظیم از آثار را خلق کرد که شامل مجسمه، ساختمان، فرسکو، حکاکی و نقاشی می‌شوند.

در رم، رافائل به طور گسترده اصول هنر باستان را مطالعه کرد که در کارهای او منعکس شده‌اند. درک او از تناسب، تعادل و پرسپکتیو به او اجازه داد تا تصاویر هماهنگ، آرام و طبیعی خلق کند که همراه با کارهای میکل‌آنژ و لئوناردو داوینچی، رنسانس عالی را تعریف کردند. هم‌دوره‌های رافائل آنقدر تحت تأثیر قرار گرفتند که او مأمور شد نقاشی‌های دیواری بزرگی را در ساختمان‌های واتیکان خلق کند. این شاهکارها الهام‌بخش نسل‌های زیادی از هنرمندان شدند، که برای دیدن نقاشی‌های بزرگ استادان رنسانس به واتیکان هجوم می‌آوردند.


۷. تیسین (۱۵۷۶-۱۴۸۸)

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس: اثر باکوس و آریادنه از تیسین
اثر باکوس و آریادنه از تیسین – حدود ۱۵۲۰ تا ۱۵۲۳ میلادی

تیتسیانو وچلیو، که با نام تیتسین شناخته می‌شود، با تسلط خود بر فرم و رنگ، نقاشی رنسانس را متحول کرد. در طول دوران کاری طولانی و موفقش، تیتیان شاهکارهای زیادی را خلق کرد. او همه چیز، از پرتره تا منظره، و از صحنه‌های اساطیری تا صحنه‌های مذهبی را نقاشی می‌کرد. آنچه تمام این آثار هنری متفاوت را به هم پیوند می‌دهد، سبک دراماتیک و در عین حال واقع‌گرایانه تیتیان است. او با استفاده از ضربات قلم‌موی پرشور، رنگ‌های غنی و کنتراست ظریف نور و سایه، برخی از برجسته‌ترین شاهکارهای آن دوران را خلق کرد.

این هنرمند رنسانس به عنوان بنیان‌گذار مکتب ونیزی شناخته می‌شود. استعدادهای تیتیان در تعدادی از مأموریت‌های معتبر شناخته شد. او توسط برخی از عالی‌ترین حامیان ایتالیا، از جمله شاهزادگان ایتالیایی، پادشاهان هابسبورگ و خود پاپ استخدام شد.

بیشتر بخوانید  هنر خیابانی: روایتی از دیوارهای نیویورک تا کوچه‌های تهران

۶. هانس هولباین (۱۵۴۳-۱۴۹۷)

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس: اثر سفیران از هولباین
اثر سفیران از هولباین – ۱۵۳۳ میلادی

هانس هولباین پسر، نقاش و چاپگر آلمانی بود که پرتره‌هایش در میان نخبگان اروپایی بسیار ارزشمند بودند. هولباین، پسر یک نقاش برجسته گوتیک با همین نام، دوران هنری خود را در سنین پایین آغاز کرد. او ابتدا به نقاشی روی دیوار و طراحی پنجره برای کلیساهای محلی‌اش پرداخت. اما موفقیت واقعی او زمانی شروع شد که به کشیدن پرتره روی آورد.

پس از کشیدن پرتره اراسموس، انسان‌شناس افسانه‌ای رنسانس، استعدادهای هولباین بسیار مورد تقاضا قرار گرفت. او سرانجام همسر و فرزندانش را ترک کرد تا به انگلستان سفر کند. در آنجا، او سال‌های باقیمانده زندگی خود را به عنوان نقاش رسمی پادشاه هنری هشتم گذراند.

در کنار پرتره‌های واقعی‌اش، هولباین به خاطر شاهکارش، سفرای فرانسه، نیز مشهور است. تصویر دو سفیر فرانسوی در دربار انگلستان، سرشار از معانی نمادین است. این نمادگرایی به ویژه در اسکلت بزرگ و کشیده‌ای که در پیش‌زمینه قرار دارد، به چشم می‌خورد که تنها از زاویه‌ای خاص به وضوح دیده می‌شود. آثاری مانند این نشان می‌دهند که نقاشان رنسانس چگونه مخاطبان خود را به نگاه کردن به هنر به روش‌های متفاوت دعوت می‌کردند.


۵. جورجو وازاری (۱۵۷۴-۱۵۱۱)

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس: اثر زندگی هنرمندان از جورجو وازاری
اثر برجسته‌ترین نقاشان، پیکرتراشان و معماران نوشته جورجو وازاری – ۱۵۶۸ میلادی

جورجو وازاری، علاوه بر اینکه خودش یک نقاش و معمار بود، به عنوان پدر تاریخ هنر نیز شناخته می‌شود. مهم‌ترین اثر او بدون شک “زندگی برجسته‌ترین نقاشان، مجسمه‌سازان و معماران” است. این کتاب مجموعه‌ای از زندگی‌نامه‌های تمام هنرمندان برجسته رنسانس، هم از ایتالیا و هم از سایر نقاط جهان بود.

اگرچه این کتاب بدون شک تحت تأثیر تعصب و اغراق قرار دارد، اما اولین منبع برای کسب اطلاعات درباره استادان قدیمی است. وازاری اطلاعات دقیقی از زندگی عمومی و خصوصی آن‌ها ارائه می‌دهد. در کنار زندگی‌نامه‌ها، او نظریه‌ها و افکار خود را در مورد هنر به طور کلی نیز ارائه می‌دهد. در واقع، این کتاب اولین جایی است که اصطلاحات رنسانس، گوتیک و رقابت در یک زمینه هنری ظاهر می‌شوند.


۴. تینتورتو (۱۵۹۴-۱۵۱۸)

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس: اثر شام آخر از تینتورتو
اثر شام آخر از تینتورتو – ۱۵۹۲ تا ۱۵۹۴ میلادی

در دوران رنسانس، تینتورتو یکی از چهره‌های اصلی در مکتب نقاشی ونیزی بود. اگرچه جزئیات کمی درباره زندگی و شخصیت خصوصی او می‌دانیم، اما او باید فرد بسیار جالبی بوده باشد. تیتیان او را پس از تنها چند روز از کارگاهش بیرون کرد. دیگر معاصرانش به او لقب “ایل فوریوسو” (به معنی خشمگین) را داده بودند، هرچند این لقب شاید به خاطر سبک نقاشی پرشور او بوده باشد تا temper او. ترکیب ضربات قلم‌موی جسورانه و مقیاس حماسی، به نقاشی‌های تینتورتو حس شکوه و درام می‌دهد. تینتورتو به طرز غیرمعمولی در نقاشی‌اش سریع و هیجانی بود و اغلب به دلیل به هم ریختگی کارهایش مورد انتقاد قرار می‌گرفت. با این حال، همین آشفتگی به پویایی و بیان استثنایی هنر تینتورتو کمک می‌کرد.

کار او تجسم سبک مَنِریسم بود که در دوران رنسانس عالی به وجود آمد و واکنشی در برابر هماهنگی، تقارن و تناسباتی بود که توسط هنرمندانی مانند لئوناردو داوینچی ترویج می‌شد. در عوض، هنرمندانی مانند تینتورتو اشکال اغراق‌آمیز، نامنظم و عجیب را دنبال می‌کردند که به تأثیرات متفاوتی، اما به همان اندازه قابل توجهی دست می‌یافتند.


۳. سوفونیسبا آنگیسولا (۱۶۲۵-حدود ۱۵۳۲)

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس: اثر اینفانتا کاتالینا میکائلا از سوفونیسبا آنگویسولا
اثر اینفانتا کاتالینا میکائلا از سوفونیسبا آنگویسولا – حدود ۱۵۸۴ میلادی

در عصر رنسانس، زنان تقریباً هرگز فرصتی برای تبدیل شدن به نقاشان حرفه‌ای و تمام‌وقت نداشتند. اکثر کسانی که به هنر علاقه‌مند بودند، به عنوان آماتور نادیده گرفته می‌شدند و اغلب به کارگاه پدرانشان محدود می‌ماندند. اگر به اندازه کافی خوش‌شانس بودند که در خانواده‌ای ثروتمند به دنیا می‌آمدند، می‌توانستند با تبدیل شدن به حامیان هنر، ایده‌های هنری خود را به دیگران بسپارند. با این حال، در این زمینه استثناهایی نیز وجود داشت.

سوفونیسبا آنگیسولا اولین هنرمند زنی شد که به شهرت بین‌المللی دست یافت. اگرچه او عمدتاً به عنوان یک کنجکاوی جذاب شناخته می‌شد، اما مهارت‌های نقاشی و ذهن تیزش او را به دربار سلطنتی هابسبورگ رساند. او کار خود را با کشیدن پرتره از خودش آغاز کرد و به زودی به نقاش پرتره نجیب‌زاده‌ترین خانواده‌های اروپا تبدیل شد. سبک نقاشی او ترکیبی از تأثیرات ایتالیایی و آلمانی بود و از نظر بینندگان امروزی، اغلب مدرن‌تر از آنچه واقعاً بود، به نظر می‌رسد. به عنوان یک زن نجیب‌زاده، آنگیسولا اجازه نداشت برای خدماتش پول دریافت کند، اما حامیانش به او هدایا و عناوین گران‌قیمت می‌دادند.


۲. ال گرکو (۱۶۱۴-۱۵۴۱)

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس: اثر ستایش نام عیسی از ال گرکو
اثر ستایش نام عیسی از ال گرکو – حدود ۱۵۷۸ میلادی

هنرمندی که با نام دومنیکوس تئوتوکوپولوس به دنیا آمد، بعدها با نام بسیار ساده‌تر ال گرکو (به معنی “یونانی”) شناخته شد. او در کرت، که تحت کنترل ونیزی‌ها بود، به دنیا آمد و دوران جوانی‌اش تحت تأثیر فرهنگ‌های متفاوتی شکل گرفت که در این مسیر تجاری مدیترانه تجربه کرد. ال گرکو در ونیز آموزش دید، سپس در رم کار کرد و سرانجام در اسپانیا ساکن شد، جایی که مشهورترین کارهایش را خلق کرد. تأثیرات این مکان‌های مختلف منجر به سبک کاملاً منحصر به فرد ال گرکو شد.

نقاشی‌های بسیار تئاتری و خیالی او را نمی‌توان در یک ژانر یا مکتب واحد دسته‌بندی کرد. ال گرکو چهره‌های وهم‌آلود و کشیده سبک گوتیک را با پرسپکتیو و تناسباتی که در رنسانس عالی ارزشمند بودند، ترکیب کرد. ال گرکو در استفاده از رنگ نابغه بود. او از ترکیبی از رنگ‌های جسورانه، متالیک و مات برای خلق یک فضا استفاده می‌کرد. برخی از کارهای انتزاعی‌تر او حتی به عنوان پیشگامان جنبش‌های اکسپرسیونیسم و کوبیسم شناخته می‌شوند که قرن‌ها بعد ظهور کردند.


۱. کاراواجو (۱۶۱۰-۱۵۷۱) – رنسانس متأخر

۱۸ هنرمند مشهور رنسانس: اثر هدیه‌ی هولوفرنس توسط یهودیت از کاراواجو
اثر هدیه‌ی هولوفرنس توسط یهودیت از کاراواجو – ۱۵۹۹ میلادی

کاراواجو، به عنوان یکی از هنرمندان انتهایی رنسانس، نقش مهمی در تحول هنر داشت. او سبک کلاسیک و واقع‌گرایانه پیشگامان خود را با حسی جدید از درام، خطر و جسارت ترکیب کرد. او تجسم تکنیک چیاروسکورو بود که در آن با استفاده از کنتراست شدید بین نور و تاریکی، تصاویر بسیار زنده‌ای خلق می‌کرد.

نقاشی‌های کاراواجو اغلب به دلیل موضوعات جسورانه، خشونت‌آمیز یا مرموزشان متمایز می‌شوند. حتی در کارهای مذهبی‌اش، این هنرمند با دیدگاهی تازه به صحنه‌های مذهبی نزدیک می‌شود. او متعالی را با گروتسک (عجیب و غریب و غیرعادی) ترکیب کرد. گمان می‌رود که او از کارگران جنسی به عنوان مدل استفاده می‌کرد. کاراواجو حتی به شخصیت‌های مذهبی‌اش نیز حسی از انسانیت و گرمای طبیعی می‌بخشید.

در رم، رویکرد جدید او به فرم، رنگ و موضوع، جمعیت عظیمی از هنرمندان جوان‌تر را الهام بخشید. این هنرمندان با نام کاراواجیستی‌ها شناخته شدند. در مقیاس وسیع‌تر، کار او را می‌توان به عنوان نقطه عطفی دید که راه را برای جنبش باروک هموار کرد.


منبع: TheCollector

اشتراک‌ها:
2 دیدگاه
  • zar
    شهریور ۱۷, ۱۴۰۴ در ۱۱:۰۱ ق٫ظ

    جالب بود

    پاسخ
  • شهاب عبادی
    مهر ۲۶, ۱۴۰۴ در ۱۰:۳۱ ق٫ظ

    🙏

    پاسخ
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *